مراد على شمس
649
با علامه در الميزان ( فارسى )
كسى است كه يكى از اين سجاياى اخلاقى بر طبيعتش غالب نباشد . و به همين جهت است كه اغلب رؤياها و خوابها از تخيلات نفسانى است كه يكى از آن اسباب ، خارجى و يا داخلى طبيعى و يا داخلى اخلاقى ، نفس را به تصور آنها واداشته و در حقيقت نفس آدمى در اين خوابها همان كيفيت تأثير و نحوهء عمل آن اسباب را در خودش حمايت مىكند ، و بس ، و آن خوابها حقيقت ديگرى غير اين حكايت ندارند . اين است آن حقيقتى كه منكرين واقعيت رؤيا را به انكار واداشته ، و غير آنچه ما گفتيم دليل ديگرى نداشته و به غير شمردن عوامل مزبورى كه گفتيم ( در قوهء خيال آدمى اثر مىگذارند ، ) مطلب علمى ديگرى ندارند . و ما هم آن را مسلّم مىدانيم منتهى چيزىكه هست بايد به ايشان بگوييم دليل مذكور نمىتواند اثبات كند كه بهطور كلى هرچه رؤيا هست از اين قبيل است و حقيقت و واقعيتى ندارد ، بله اين معنا را اثبات مىكند كه هررؤيايى حقيقت نيست ، و اين غيرمدعاى ايشان است ، مدعاى ايشان اين است كه همه خوابها خالى از حقيقت است . پس خوابهايى در اين ميان هست كه رؤياى صالح و صادق است و از حقائقى پرده برمىدارد كه هيچ راهى به انكار آن نيست ، و نمىتوانيم بگوييم هيچگونه رابطهاى بين آنها و بين حوادث خارجى و امورى كه كشف و پيشبينى شده وجود ندارد . « 1 » س 627 - آيا اين صحيح است كه گفته شود براى هرخواب و رؤيا تعبيرى وجود دارد ؟
--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 11 ، ص 367 و 368 . [ با تصرف ]